ص
صائب، صایب: راست و درست.
صایب رأی:
نیک رای- درست اندیش.
صابر: شکیبا -
بردبار- خونسرد .
صابون: ساون- برهو.
صاحب: دارنده- خداوند- کدیور.
صاحب
اختیار: خود سر- خود گزین.
صاحب
اقتدار: زورمند- نیرومند- توانا.
صاحب امتیاز: پروانه دار.
صاحبدل:
روشندل- دلدار.
صاحب قران: والا-
نامور.
صاحب قدرت: نیرومند- زورمند.
صاحب قلم: نویسنده.
صاحب کار:
کارفرما - کاردار..
صاحب مجلس:
میزبان- مهماندار.
صاحب ملک: زمیندار.
صاحب مقام: پایور- پایه دار.
صاحب
نظر: آگاه- روشن بین-ژرف نگر.
صاحب
شدن: ازآن خود کردن - داراشدن- بدست آوردن.
صادرات:کالاهای فرستاده-برون فرستی.
صادرکردن: برون فرستادن- فرستادن.
صادرات و واردات: داد و ستد کالا-فرستاده ها و رسیده ها.
صادق: راستگو- درستکار- پاکدل.
صادقانه: از روی راستی- با بی آلایشی.
صادق القول: راست گفتار.
صاروج:
ساروگ- چاروگ - سارو.
صاعقه: آذرخش.
صاف: سره و ناب - یکنواخت- بی غش و بی آلایش- بی دست
انداز.
صاف کار: گلگیرکار- پخکار.
صاف کردن: هموار کردن- پالایش- نرم کردن.
صافی: پالایه- پاکیزه - پاک و روشن.
صالح: نیکوکار- پارسا- پرهیزکار.
صامت: خاموش- بی آوا - زبان بسته.
صبا: باد بهار- باد برین- نام یکی از شاخه های خنیاگری
باستان.
صانع: آفریدگار- آفریننده -
سازنده.
صباح: بامداد - پگاه - سپیده
دم.
صبّاغ: رنگرز- رنگساز.
صبح: بامداد - سپیده دم.
صبح صادق:
پگاه راستین.
صبح کاذب: پگاه
دروغین-رگ و میش.
صبح دم: سپیده دم -
بامداد.
صبح سعادت: آغاز خوشبختی.
صبح مراد: پگاه امید.
صبحانه:
چاشت- ناشتایی.
صبر: بردباری-
شکیبایی- خونسردی.
صبرکردن: بردباری
کردن- شکیبایی گزیدن.
صبوح: باده
بامدادی- می سپیده دم.
صبور: شکیبا-
بردبار- خود دار.
صحابه
: یاران- همنشینان.
صحابت:
همنشینی.
صحاف: شیرازه بند - پوشینه
گر-رویه گر.
صحبت: سخن- گفتگو- گَپ.
صحبت کردن: سخن گفتن- گفتگو کردن- گَپ زدن.
صحت: تندرستی- بهبودی.
صحت و سقم:
درستی و نا درستی-راست و دروغ.
صحت عمل:
درستکاری.
صحرا: بیابان.
صحن: میان سرا- میدان- میان خانه.
صحنه: پهنه- زمین هموار.
صحنه ساز:
نما آرای.
صحیح: درست- بایسته - خوب
ونیک.
صحیحاً: به درستی.
صحیح البنیه: تندرست.
صحیح العمل:
درستکار- درست کردار.
صحیح المزاج:
تندرست.
صخره: خاره.
صدا: آوا - بانگ- آواز.
صداکردن:
بانگ زدن- آوازدادن- فراخواندن.
صدارت:
نخست وزیری- فرنشینی- فرمداری.
صداقت:
راستی- درستی - بی آلایشی.
صدد: پی-
اندیشه - آهنگ - برآن.
صدر: والا-
پیشگاه - پیشوا - بلند پایه.
صدر اعظم:
نخست وزیر - فرمدار.
صدر نشین:
بالانشین.
صدر مجلس: برترگاه - بالای
انجمن- بالاگاه.
صدف: گوش ماهی - نیام
مروارید.
صدق: راستی ودرستی.
صدق کلام: راستی- درست گفتاری.
صدق
نیّت: پاکدلی- راست اندیشی.
صدقه:
دردگردان - آفت گردان.
صدمه: آسیب-
گزند - آفت- زیان.
صدمه رساننده:زیانکار.
صدور: فرستادن- گسیل داشتن- روانه کردن.
صدیق: یار- دوست- همدل.
صراحت:
رک گویی - بی پرده گویی.
صراحت لهجه:
رک گویی- بی پروا - بی پرده گویی.
صراحتاً:
به روشنی- به آشکاری- بی پرده پوشی.
صراحی:
جام می- ساغر - باده.
صراط: راه -
گدار.
صراط مستقیم: راه راست.
صرّاف: سوداگر پول.
صرصر:
باد تند- باد سخت- باد غران.
صرع:
سردرد - بی هوشی - سرگیجه.
صِرف:
بی آمیغ- ساده- ناب- ویژه.
صَرف: به
کاربردن - هزینه کردن.
صِرفاً: تنها
- به گونه ی ناب - ویژگانه.
صَرفه:
سود- بهره - سودبری- بازدهی.
صرفنظر:
چشم پوشی - بخشیدن.
صرفه جو: پس
اندازگر.
صریح: آشکارا- بی پرده- رُک.
صریحاً: رک و راست - بی پرده پوشی - به روشنی- به آشکارا.
صعب: دشوار- ناهموار- پرپیچ و خَم.
صعب العبور:
بد- سخت- دشوار.
صعب الوصول: دشوار
رس- دشوار یاب.
صعب العلاج: سخت-
دشوار درمان.
صعود: بالا رفتن- راه
سربالا- بالا روی.
صغیر: خُرد -
خردسال - کوچک.
صغر سن: خردسالی- کم
سالی.
صفّ: رده- ردیف- رج.
صفاء: یکرنگی- شاداب - خرمی.
صفات:
فروزگان- زابها - سرشت ها.
صفحه: رویه
- برگ.
صفر: زفر، برگرفته از زبان
اوستایی- سفر- زفرین- تهی.
صفراء:
زردآب - تلخه- زریر.
صفراوی: زود خشم
- تند خو - زردابی.
صفی: پاک- پاکدل -
نیک- نیکدل.
صفیر: بانگ- فریاد
پرندگان.
صلابت: بزرگی- استواری-
شکوه.
صلاح: سزاوار- درخور -
بایستگی.
صلاحدید: بهین دید- روادید-
رایزنی.
صلاح اندیش: نیک اندیش- نیک
خواه.
صلاحیّت: سزاواری- شایستگی.
صلاحیّت دار: سزاور- شایسته.
صلح:
آشتی- سازش- آسودگی.
صلح جویی: آشتی
جویی- سازگاری.
صلح طلب: آشتی خواه.
صلح و صفا: مهر- آشتی و مهر- سازش
صلح کردن: باهم کنار آمدن- آشتی کردن- سازش کردن.
صله: پاداش- پارنج.
صله ارحام:
خویش نوازی.
صلیب: چلیپ - چلیپا.
صمغ: شیره درخت- زنج- اَنگُم.
صمیم :ناب-
برگزیده - تَک- ژرفا.
صمیمیّت:
یکرنگی- یگانگی- بی آلایشی- پاکدلی- خودمانی.
صمیمانه:
پاکدلانه- از ته دل.
صنع: ساختن -
آفرینش- هنر.
صنعت:
کار- پیشه - هنر- ساختاری.
صنعتگر:
پیشه ور- دست ورز- ورزی.
صنایع: پیشه
ها - ساخته ها- هنرها.
صنایع نظامی:
تخشایی ارتش.
صندل: دمپایی- کفشک.
صندلی: چهارپایه- کرسی.
صندوق:
سندوغ- کارسان.
صندوقچه:
کارسانک-یخدان.
صندوقخانه: پستو-
چاشدان.
صنف: رسته- گروه - رشته- بخش.
صنم: بت- دلبر- نگار- دلدار- شمن.
صنم پرست: بت پرست - شَمَن پرست.
صنم
خانه: بتکده - شَمَن خانه.
صنوبر:
سنابر- سروناز - شادرخت.
صواب: راست و
درست - سزاوار- پسندیده - نیک - شایسته - خوب.
صواب دانستن: درست دانستن.
صوابدید:
نیک نگری- سِگالش.
صواب دیدن: روا
دیدن - روادانستن.
صوت: آهنگ- آوا -
سدا - بانگ.
صورت: رخساره- چهره-
گونه- روی.
صورت برداشتن: سیاهه
برداشتن.
صورت پذیر: انجام شدنی-
انجام پذیر.
صورت پذیرفتن: فرجام
پذیرفتن.
صورتکش: نگارگر- چهره پرداز.
صورتگر: چهره پرداز.
صورت نگار:
چهره نگار.
صورت حساب: سیاهه درآمد
ها-سیاهه هزینه ها.
صورتی: سرخابی-
سرخ کمرنگ.
صوف: پشم گوسفند- پشمینه.
صوفی: پشمینه پوش- بینش مند.
صومعه:
خانگاه - نیایشگاه - ستایشگاه.
صیّاد:
شکارگر- نخجیرگیر- دامیار.
صیانت:
پاسداری- نگاهبانی- نگاهداری.
صیغه:
ریخت- گونه- روش.
صیغه عقد:
پیمان زناشویی.
صیف: تابستان.
صیفی: تابستانی- باران تابستانی.
صیفی
کاری: پالیزکاری- تموزکاری.
صیقل
دادن: پرداخت کردن- زدایش.
صیقل گر: پردازگر.
برگشت به فهرست
|