ل
لاابالی: بی بند و بار- ولنگار- بی خیال.
لااقل: دست کم- دست پایین.
لابد:
ناچار- ناگزیر- به ناچار.
لابیرنت:
(فر) - پیچ درپیچ.
لاتاری:
(فر) - بخت آزمایی.
لاجرم: ناچار-
ناگزیر.
لاجرعه: به یک نوش- یکبار
نوش.
لاجون: نزار- بی جان.
لازم: بایسته.
لازم الاجرا:
ناگزیر- پایکَرد.
لازم بودن: بایستن،
بایسته بودن.
لازم داشتن: نیاز داشتن.
لاستیک: (فر) - رویی، رویه چرخ.
لاشعور: بیخرد- نادان.
لاطایل:
بیهوده- یاوه- ژاژ.
لاعلاج: بی
درمان..
لاغیر: هیچ - هیچکس- نه دیگر.
لاقید: بی بند و بار- ولنگار.
لاکردار: بدکردار- بی آیین - بیدین.
لامپ: (فر) - چراغ.
لامذهب:
بی دین - بی کیش.
لامسه: بساوایی.
لامع: درخشان- تابان.
لایتناهی:
بی پایان - بیکران.
لایزال: جاوید -
پاینده - بی پایان.
لایحه: پیشنهاد
نامه- نیساک.
لایحه قانونی: دات نامه-
رستک نامه.
لایق: شایسته - سزاوار-
درخور.
لاینحل: ناگشودنی- چاره
ناپذیر.
لاینفک: پیوسته- جدایی
ناپذیر.
لاینقطع: پی در پی- پیوسته -
پیاپی.
لئیم بودن: پست، فرومایه بودن.
لایموت: پاینده- ماندنی- جاویدان.
لباده: بلند جامه - چوخا.
لباس:
جامه - پوشاک - رخت.
لباس دوز: درزی -
درزیگر- جامه دوز.
لباس شوی: گازر-
رختشوی.
لباس فروش: پوشاک، جامه فروش.
لباّف: زیلو باف - جوال دوز.
لبنیات:
فرآورده های شیری- جیوان
لثه: گوشت
دندان- پایه- بج- ژَم.
لَج: ستیزه -
پافشاری - سرسختی.
لجباز: یکدنده-
پافشاری کننده.
لجاجت: ستیزه- سرسختی
کردن.
لجام: لگام- افسار.
لحاظ: نگرش- نگر - دید - رو.
لحاف:
روانداز- زبر پوش- دَواج.
لحظه: دم-
یکدم - یک نگاه.
لحد: گور- آرامگاه.
لحن: آوا - آواز- نوا - آهنگ.
لحیم
کاری: جوشکاری- جوش دادن.
لذا:
زیرا- از اینرو- چونکه.
لذّت: مزه -
گوارایی - خوشی.
لذّت بردن:
خوشگذرانی- شادی کردن.
لذیذ: خوشمزه
- گوارا.
لزج: چسبناک- چسبنده-
لغزنده.
لزوم: بایست- بایسته.
لسان: زبان.
لژ: (فر) -
فرگاه.
لطافت: نرمی- نازکی.
لطیف: نرم- نازک.
لطف: نرمی-
نیکویی.
لطف: مهرورزیدن- نیکویی کردن.
لطفاً: مهرورزیده- از روی مهر.
لطمه:
آسیب - گزند - زیان.
لعاب: لایه آب -
آب لایه.
لعن: نفرین کردن - دشنام
دادن.
لعنت: نفرین- دشنام.
لغت: واژه.
لغت تخصصی:
دانشواژه.
لغت نامه: واژه نامه -
فرهنگنامه.
لُغُز: یاوه گویی-
لیچارگویی.
لغو: سخن بیهوده - یاوه -
هرزه.
لغوکردن: بهم زدن- پیمان شکستن.
لفظ: سخن - گفته - گفتار.
لق:
نااستوار- سست.
لقاء: روی- چهره.
لقاح: آبستن، بارور شدن.
لقب:
فرنام برنام.
لقمه: نواله- گُراس.
لک لک: بَلارَج - اَچوپیل.
لکن:
زیرا- ولی- چون- مگر.
لکنت: زبان
گرفتگی - تپُغ.
لکنت داشتن: تُپُغ
زدن.
لمس: مالش- بساوایی- شل و
افتاده.
لمس کردن: بساویدن- بسودن.
لنف: آب میان بافت.
لوا:
درفش- پرچم.
لوازم التحریر: نوشت
افزار.
لوتو: (ای) - بخت- بخته.
لوث شدن: ازمیان رفتن- ازمیان بردن.
لوح: تخته سنگ - تخته.
لوزه:
بادامک.
لول: (فر) رده - رج- فراز-
تراز.
لوءلوء: مروارید- مروارید
درخشان.
لهجه: گویش.
لهو ولعب: هرزگی- زنبارگی- بدکاری.
لیاقت: شایستگی- سزاواری- برازندگی.
لیسانس: (فر) دانشنامه - پروانه.
لیست: (فر)پهرست - سیاهه.
لیف:
کیسه ساوُن - پُرز.
لیل و نهار: شب و
روز.
برگشت به فهرست
|