ج
جابر: ستمکار- بیدادگر- زورگو.
جاده:
راه - بزرگراه - شاهراه.
جاذب:
گیرا-کشنده-کشش ربایش.
جار: چل چراغ -
چهل چراغ.
جارچی: (ت) دادزن - بلند
گو.
جار و جنجال: داد و فریاد- بانگ و
غوغا- الم شنگه.
جاری: روان- رونده-
رایج.
جاسوس: اَنیشه - اَبیشه.
جالب: چشمگیر- گیرا.
جالیز:
پالیز.
جامد: دج- سفت و سخت- خشک.
جامعه: همبودگاه- همزیستگاه.
جانب: سوی - َور- کنار- کناره.
جانبی:
پهلویی
جانبداری: پشتیبانی- هواخواهی.
جانی: تبهکار- خونی- آدمکش.
جاهل:
نادان- بی خرد- کوراندیش.
جامع:
گردآور- فرآراسته- فراخ.
جامع الاطراف:
فراگیر- رسا.
جامع الشرایط: فرآراسته.
جامع العلوم: همه دان.
جائز،
جایز: روا - درخور- سزاوار
جائز دانستن: رواشمردن- روادانستن.
جبّار: ستمکار- ستمگر- بیدادگر.
جبال:
کوه ها.
جبر: زور- فشار- ناگزیر کردن.
جبراً: به زور- به فشار- به ناچاری.
جبران: تاوان- دوباره سازی
جبلی:
سرشتی- نهادی.
جبن: ترس و هراس-
بزدلی.
جبه: گُبه.
جبهه: میدان جنگ- آوردگاه - رزمگاه.
جبین: پیشانی.
جثه: پیکر-
تن- اندام.
جدّ، جدّه: نیا- پدر، مادر
بزرگ.
جِدّ: کوشش - تلاش - پا فشاری.
جدّاً: به راستی- به درستی- بی شوخی.
جدار: دیوار- دیواره.
جدال:
زد و خورد - نبرد - کارزار- رزم.
جدل:
درگیری - پیکار- ستیزه.
جدول: چهار
خانه.
جذب: ربایش
جذب مایع: آشام
جدّی:
پرتلاش- پرکار - پشتکاردار.
جدید:
تازه - نو - نوین.
جّذّاب: گیرا -
دلربا - فریبا - فریبنده.
جذام: خوره.
جذر: ریشه.
جرّاثقال: باربر-
گرانکش.
جرّ و بحث: بگو مگو - گفتگوی
کشدار.
جرئت: دلیری - پردلی - نترسی.
جرّاح: کاردپزشک - کالبد شکاف.
جراحت:
زخم - ریش - ناسور.
جراحی پلاستیک:
نیشگری بازسازی.
جرائد،
جراید: روزنامه ها.
جرائم:
بزه ها - گناه ها - لغزها.
جربُزه:
زیرک - شایسته - توانا- گُربُزه.
جَرَس:
زنگ - درای - بَرَنگ.
جرعه: پیمانه -
یک گلو - اندک نوش.
جرقه: اخگر- ریزه
آتش- خوارگ.
جِرم:
غُند- لِرد - ته نشین.
جُرم: گناه -
بزه - لغزش.
جریان: گردش- روان بودن.
جریحه: زخم - ریش - آسیب.
جریحه دار:
زخمدار- خسته دل.
جزاء: کیفر- سزا -
پادافره.
جزائر، جزایر: آبخوست- گزیرک
جزء: بخش - پاره - لَخت.
جزر:
فرونشینی - آب بریدن - اوکار.
جزع:
زاری - بیتابی - ناشکیبی.
جزم: بی باز
گرد - پابرجا.
جزوه: دفترچه - نوشته.
جسارت:گستاخی- بی پروایی.
جسد: لاشه- مردار- کالبد.
جسم:
تن - کَرپ.
جسور: دلیر- نترس-
بی باک.
جعبه: شَگا- تیردان- کیوت.
جعفری: شومخ- گل گلاب.
جعل:
ساختگی- دست بردن دربنچاک.
جغرافیا:
گیتا شناسی-گیتی شناسی.
جفاء: ستم -
آزار- بیداد.
جفاپیشه: آزارنده - دل
آزار.
جفاجوی: آزارخواه -خود آزار.
جفا دیدن: آزار دیدن- آزردن.
جفا
کردن: آزاراندن.
جغه: تاج -
افسر.
جَک: بالابر.
جُل: پَلاس- کبوک.
جلاء:
درخشندگی- زنگارزدایی- پرداخت - تابش.
جلا
دادن: پرداخت کردن.
جلای
وطن: دور شدن از میهن - آوارگی.
جلاد:
دژخیم- شکنجه گر- آدمکش.
جلال: فر-
شکوه - والایی - بزرگی.
جَلَب: بد
کاره - بد سرشت - دغل کار.
جلب:
بازداشت.
جَلد: چست و چابک - فِرز.
جِلد: پوست - رویه - لایه - پوشش.
جلد
کتاب: پوشینه.
جلسه: نشست -
گردهمایی.
جلف: سبکسر- هرزه.
جلوه: درخشش- تابش.
جلوس:
برتخت نشستن.
جلوگیری: پیشگیری.
جلیقه: نیم تنه - برگستوان.
جلیل: بزرگوار- بزرگ- برین.
جماد:
سنگ - بی جان.
جماعت: گروه - دسته -
مردم.
جمال: زیبایی- خوشگلی- غشنگی.
جماهیر: توده - گروه - مردم سالاری.
جمجمه:کاسه سر- استخوان سر.
جمع:
همباریش.
جمع کردن: گردآوردن- اندوختن
-افزودن.
جمعه: آدینه.
جمعیت: گروه -توده - انبوه.
جمله:
گفتار- فراز-گزاره.
جمیله: زن
خوبروی.
جن: دب - پتیان.
جناب: سرور- سرکار- مهِتر.
جناح:
بال- کنار- ور- سو.
جنایت: تبهکاری -
بزهکاری.
جنب: پهلو- کنار- سو.
جنت: مینو- بهشت - پردیس.
جنحه:
گناه - بزه.
جنوب: نیمروز- اواخشتر-
نسا.
جنون: دیوانگی- پریشان مغزی-
خلی.
جوّ:
هوا- نیوا.
جواب: پاسخ.
جوار: پیرامون- گرداگرد- همسایگی.
جواز: پروانه - گذرنامه- روادید.
جوانب: پهلوها - کناره ها - سوی ها.
جواهر: گوهر- سنگ بهادار.
جود:
بخشش- دهش - فراخ دستی.
جور: ستم-
آزار- بیداد - شکنجه.
جوع:گرسنگی.
جولان: گردش.
جهات: راستاها-
سوی ها - پیرامون.
جهاد: جنگیدن- ستیز
کردن - نبرد.
جهاز: دستگاه- بار و بنه
اروس.
جهازهاضمه: دستگاه گوارش.
جهنم: دوزخ - آتش سرا.
جِیب:
گریبان- یخه.
جیب: کیسه - انبان -
بَریک.
برگشت به فهرست
|