ح
حاجب: پرده دار.
حاجت: نیاز
- نیازمندی - خواهش.
حاد: تند وتیز -
بران - خشن - گذرنده.
حادث،حادثه:
پیشآمد- رویداد- رخداد.
حادثه جویی:
بی باک.
حائر: سرگشته - سرگردان.
حاذق: چیره دست- کاردان.
حار، حاره:
گرم - سوزان - تفتان.
حاجات: نیازها.
حارب: رزمجو.
حارث: کشاورز -
برزگر - روستایی.
حاسد: بد اندیش-
رشکین - بدخواه.
حاشا: هرگز- هیچگاه -
مبادا.
حاشاکردن: زیرش زدن.
حاشیه: کرانه - پهلو.
حاصل:
فرآورده - برداشت - بهره.
حاصل خیز:
بارور.
حاضر: فراهم - بود.
حاضرجواب: آماده پاسخ.
حاضر یراق:
(ت) آماده.
حافظ: نگهبان- پاسبان، از
بردانستن.
حافظه: یاد- یادآوری- ویر.
حاکم: فرمانروا - استاندار- فرماندار.
حاکمیّت: فرمانروایی.
حاکی:
گویا.
حال، حالا: اینک - ایدون.
حالت: چگونگی- چند و چونی.
حامل:
بُردار- آورنده باربر.
حامله: آبستن -
باردار.
حامی: پشتیبان- پشتوان.
حبّ: دوستی- مهربانی - مهرورزی.
حباب:
روپوش چراغ-گنبدک- گنبذه.
حاوی:
دربرگیرنده - فراگیر.
حبس: زندان -
بند - بازداشتگاه.
حبس ابد: زندان
ابد.
حبس مجرد: تک زندان.
حبوبات: دانه - بنشن.
حبه تخم:
دانه.
حبیب: دوست- یار- دوست داشتنی.
حتماً: ناگزیر- بی برو برگرد- بی گفتگو.
حتمی: بایست- بایسته- بی چون و چرا.
حتی: تا- تا آنجاکه - با این که.
حتی
الامکان: تاجاییکه بشود- تابتوان.
حجاب: پوشش- پرده - پردَک.
حجار:
سنگ تراش.
حجامت: بادکش کردن - خون
گرفتن.
حجب: شرم - کمرویی.
حجت: گواه - فرنود - برهان.
حجر:
سنگ.
حجره: دکه-کلبه- خانه.
حجله:خانه آراسته - پرده.
حجم:
گنجایش.
حجیم:
گنجا.
حدّ: مرز- پایان- اندازه- کنار-
کران.
حدّ اقل: کمینه- دست کم.
حدّاکثر: بیشینه- بیشترین.
حدّ وسط:
مرز- میانه.
حدّفاصل: میانه- میانک.
حدّت: تندی - تیزی - خشم.
حدس:
گمان- انگار- پندار- پیش بینی.
حدقه:
کاسه چشم- چشم خانه.
حدیث: داستان-
سخن- گفت - سَروا.
حذر: دوری- پرهیز-
پروا.
حذف: ستردن - دور کردن- راندن.
حراج: ارزان فروشی.
حراست:
نگهبانی- نگهداری.
حرّاف: پرچانه -
پرگو- سخنور.
حرام: ناروا - نابایست-
ناشایست.
حرب: کارزار- جنگ - نبرد -
رزم.
حربه: کارد - نیزه - شمشیر.
حرص: آز- آز واری.
حریص: آ
زمند - آز ور.
حرص و جوش: خود خوری.
حرف: وات - واچ- بند واژه.
حرف زدن:
گپ زدن- سخن گفتن.
حرف آخر: سخن
پایانی.
حرف اضافه: واگ افزونی.
حرف بی ربط: سخن نادرست - یاوه.
حرفه:
پیشه - کار.
حرکت: جنبش- تکان- پویش.
حرکت دادن: جنبیدن - نوانیدن.
حرکت
کردن: جنبیدن- تکان خوردن.
حرکت وضعی: جنبش بخود.
حرمان:
نومیدی - نا امیدی - ناکامی.
حرمسرا:
اندرونی- پرده سرا- شبستان.
حرمت:
آبرو- گرامش- ارجمندی.
حریر: ابریشم-
پرنیان - دیبا - پرند.
حریف: همزور-
همآورد.
حریق: آتش سوزی- سوختن.
حریم: پیرامون- گرداگرد- سرا- بارگاه.
حزب: گروه- دسته - توده - جرگه.
حزب
سیاسی: باهَماد.
حزن: اندوه
- دلتنگی- افسردگی.
حزین: اندوهگین-
پژمان - افسرده.
حسّ :
دریافت- اندریافت - سُهِش.
حساب:
شمارش- شمار.
حسابدار: شمارگر.
حسابی: درست - والا- ارزشمند.
حسادت:
رشک- تنگ چشمی.
حساس: زود رنج- دل
نازک- شکننده.
حساسیت: سُهندگی-
سَتَرسایی.
حسب: برابر- اندازه.
حسب الامر: به فرمان - برابر دستور.
حسب الامکان: تا جایی که شود.
حسرت:
آرزو بدل- دریغ - دریغا.
حُسن:
زیبایی- خوبی- نیکویی.
حسود: بد
اندیش- بد خواه - رشک بر.
حشرات:
تارپایان- بندپایان.
حَشَم: گله و رمه
- خویشان و کسان.
حشمت: شکوه - بزرگی-
بزرگواری.
حشیش:شاهدانه- بنگ - منگ.
حصار: دیوار- دژ- بارو- برج- کلات.
حصیر بوریا: نی باف- بلاج.
حضار:
باشندگان- هم نشینان.
حضرت: سرور-
سرکار- فرمند.
حضور: نزد - درگاه-
پیشگاه.
حضوراً: روبرو- نزدباش.
حظّ: شادمانی- بهره- خرسندی.
حفّاری:
کاوش- کاویدن - کندن.
حفاظت:
نگاهبانی- نگهداری.
حفره: سوراخ -
گودال - مغاک.
حفظ: نگهداری- نگهبانی-
یادسپاری.
حفظ اسرار: رازداری -
رازبانی.
حقّ: هوده- داد-روا- راست و
درست.
حقارت: پستی- زبونی- خواری.
حقّ شناس:سپاس دار- سپاسگزار.
حقّ
العمل: کارمزد.
حقّ: هوده-
راست- درست.
حقوق: جیره- دستمزد- هوده
ها.
حقوقدان:
هوده شناس.
حقّه: کلک- فریب - نیرنگ -
نارو.
حقّه باز: ترفندگر- جَلَب.
حقیر: خرد - کوچک - بیمایه - خوار.
حقیقت: راستی و درستی- فرهود.
حکّ:
کندن- تراشیدن.
حکاک: مهرساز-کنده گر-
تراشگر.
حکایت: افسانه - سرگذشت-
داستان.
حُکم: فرمان- امر- دستور.
حَکَم: داور- دادور- میانجی.
حَکَمیت:
داوری.
حکومت: فرمانروایی- فرماندهی.
حکیم: فرزانه- آگاه - خردمند- دانا.
حلّ: گشود- باز گشود - بازکردن.
حلّال: گشاینده-گشایشگر-کارگشای.
حلاوت: شیرین- گوارایی.
حلق:
حلق-گلوگاه.
حلقوم: نای- خرخره - شش
نای.
حلقه: زُرفین- چنبره- چنبر-
انگشتری.
حلقه بگوش: بنده-
فرمانبردار.
حلقه زدن:گرد نشین.حلقوی:
زُرفینی
حِلم: بردباری- نرمش - آرامی.
حله: کوی- جایگاه - جامه.
حلوا:
نرم شیرینی- شیرینه.
حَماسه: دلیری-
پهلوانی- رزمی.
حماقت: نادانی- کودنی
- بی خرد ی.
حمّال: باربر- بارکش.
حمّام: گرمابه.
حمایت:
پشتیبانی- همدلی- یاوری.
حمد: سپاس -
ستایش.
حمل: بردن- باربری- ترابری.
حمل و نقل: جابجایی- ترابری.
حمله:
تک- آفند- تاخت و تاز.
حمله کردن:
تاختن- تازیدن- آفند کردن.
حمیّت:
مردانگی- جوانمردی .
حمیرا: سرخ فام.
حناء: برناک- یرنا - سرخینه.
حنجره:
خشک نای.
حواس: یاد ها - ویر - سُهش
حواس پرت: کم یاد- پریشان یاد- گیج- کم ویر.
حواله: برات - سپرده - چَک.
حوالی:
پیرامون - گرداگرد.
حوائج، حوایج:
نیازها - نیازمندی ها.
حوزه: برزن-
بخش - کوی.
حول و حوش: پیرامون.
حوصله: تاب- توان - شکیبایی.
حوض:آبگیر-
تالاب.
حومه: گرداگرد شهر- برون شهر.
حیا: شرم - آزرم.
حیات:
زندگانی- هستی- زیست.
حیاط: چهار
دیواری- دیواربست.
حیث: جا- هر
کجا-آنجا که
حیثیّت: منش- ارزش.
حیران:سرگردان- سرگشته- هاج و واج.
حیوان: جاندار- جانور - زیستار.
حیوان
وحشی: دد.
حیص و بیص:
کشاکش-گیر و دار.
حیف: افسوس- دریغ -
آخ.
حیله: تزویر- نیرنگ - فسون.
حین: هنگام - زمان - میان.
برگشت به فهرست
|