ب
با اجازه: باپروانه - با روادید.
با
اراده: پا برجا - سستی نا پذیر.
با
اسم و رسم: سرشناس - نامدار-با خانواده.
با اقبال: بهروز- نیکروز- نیکبخت.
باب: در- دروازه.
باب طبع:
به دلخواه - پسندیده.
بابرکت: پربار-
بارور- فراوان.
با تجربه:
آزموده - جهاندیده.
بابت: از برای -
درباره ی.
با تفصیل: با آب و تاب-
بسیار گسترده.
باتلاق: (ت) تالاب-
مرداب.
با تمام این احوال: با این همه
-با همه ی این ها.
باتّوجه به این که:
با آگاهی به این که - با نگرش به این که.
باتون: چوبدست.
باجناق:
همریش- شوهران دو خواهر.
باجی:
خواهر- همشیره.
با حالت: خوب- دلپسند-
گیرا.
با حرارت: خونگرم - مهربان -
پرشور.
بادنجان: بادنگان.
بادیه: بیابان - دشت- هامون.
باد صبا:
باد باختری.
بادصرصر: تند باد - سخت
باد.
با دوام: پایدار- استوار-
همیشگی.
بارز: هویدا - آشکار- پدیدار-
نمایان.
بارحم: دلسوز- باگذشت -
مهربان.
بارعام: بار همگانی -
فراخوانی همگانی.
باروت: (ت) آتش زا
- گوگرد.
بارونق: دلچسب- ترو تازه -
شاداب.
با سابقه: پیشینه دار.
باسمه کاری:کارسرسری- سنبل کاری.
باسن: لگنچه - سُرین.
با سواد:
دانش آموخته.
با شرف: والا- ارجمند.
با شعور: هوشیوار.
با صرفه:
با بهره- سود بخش.
باصره: بینایی.
با صفا: دل انگیز- دلگشا.
باظرفیت:
خویشتن دار- شکیبا.
باطل: پوچ-
بیهوده.
باطن: اندرون- درون - نهان.
باطناً: نهانی - درپنهانی- دل وجان.
باعث: انگیزه- دست آویز.
با عزّت:
با ارج - با ارزش - گرانمایه.
با عزم:
استوار- پایدار- سستی نا پذیر.
با عشق هر چه
تمامتر: با شور-با جان و دل - باهمه ی نیرو-.
باغ وحش: باغ جانوران- جانورگاه.
باغیرت: بارگ - بی باک - بی پروا.
با فاصله: دوراز هم- جدا ازهم.
باقلا: (ی)کالوسَک - باسمَر.
باقی:
بازمانده - مانده - ماندنی.
باقیمانده:
بجای مانده- پس مانده.
باکفایت:
کارآمد - شایسته - کاردان.
باکمال میل:
با خوشرویی-با جان و دل.
بالن: (ی)
وال.
بالاخره: باری- سرانجام.
باله: (فر) پَروشت - نرم - وشتن.
بالجمله: سخن کوتاه - به کوته سخن.
بالغ: برنا- رسیده - پخته..
بالفطره:
به نهاد.
بالکن: (فر) ایوان- پالگانه.
بامبو: (فر) خیزران.
با مروّت:
دادگر- باگذشت - نیک منش.
باند: (فر)
نوار- گروه.
با وجود این: با این رو-
با این همه.
باوفا: پای بند- دلبسته.
بایر: ناکشته - زمین کشت نشده.
باوقار: گرانسنگ - ارجمند - برازنده.
با همه ی وجود: با جان و دل-با همه ی نیرو.
بحبوحه: میان - میانگاه - درگیر و دار - گرماگرم.
بحث: گفت و شنود.
بحث های مختلف:
گفتگوهای گوناگون- از هر دری سخنی.
بد اخلاق:
بد خو- تندخو.
بد اصل: بد بنیاد-
فرومایه - بدگوهر.
بداهت: خودآی -
زودگویی - ناگاه گویی.
بدایع: تازه ها
- نوها- نوآورها.
بدباطن: بد درون- دو
رو .
بد ترکیب: بی ریخت - زشت.
بد حالت: بد ریخت.
بد جنس:
بد نهاد- بد سرشت.
بد حساب: بد شمار-
نادرست.
بد خصال: بد کردار.
بد خط: بد نویس.
بد خُلق: کژ
رفتار- بد خوی.
بد خیال: بد گمان - بد
پندار.
بد ذات: بد زاد - بد سرشت.
بدر: ماه شب چهارده - گِرده ماه.
بدرقه: پسواز- بدرود - پدرود.
بد
طینت: بد سرشت - بد نهاد.
بدل:
جایگزین - جانشین.
بدن: تنه - اندام -
کالبد - پیکر.
بد منظر: زشت - بد نما
- بد ریخت.
بدوی: بیابانی- چادرنشین.
بد هیئت: بد ریخت - بی ریخت.
بدیع:
تازه - نو- نغز- نوآفرید.
بدین جهت:
ازاین روی - بدین رو.
بدین سبب: ازاین
رو - بدین روی.
بدین معنی: به چم-
بدین چم.
بدین مناسبت: براین پایه
-بدین انگیزه.
بدیهی: آشکار- روشن -
هویدا.
بذل: دهش - بخشش.
بذله: شوخی- سخن نغز- سخن شیرین.
برائت: بیگناهی - وارهیدگی- رهایی.
براق: درخشان- پرفروغ.
برانکارد:
(فر) تخت روان.
براوُ: (فر) آفرین-
زهی.
برای خاطر: از بهر دل.
برأی العین: بدیده ی خود.
بربریت: ددمنشی.
بربط:
بربت- بربوت.
بُرج: دژ.
برحذرداشتن: پرهیزکردن- پرهیزاندن.
بر
حسب: به گونه ی.
برحسب اتفّاق:
پیشامد- رخداده-نا خواسته.
برحسب وظیفه:
برپایه ی خویشکاری.
برخلاف: واژگونه ی
- ناساز - وارونه.
برُس: (فر) ماهوت
پاک کن - پرز بر.
بر سبیل: از راه.
بر طبق: برابر.
برطرف: زدوده
- سترده - ازمیان برداشته.
برطرف شدن:
از میان رفتن - زدودن.
برطرف کردن:
برانداختن- از میان بردن.
برعکس:
وارونه- واژگونه.
برفرض اینکه:
شایدکه- اگرکه- چنانکه.
برق: روشنایی-
فروغ- آذرخش.
برقرار: برپا - برجا -
استوار - پایدار.
برکت: فراوانی -
افزونی - بسیاری.
برگ هویّت:
شناسنامه- برگ شناسایی.
برلیان: (فر)
فرالماس - فرابگین.
برملا: آشکارا -
هویدا - پدیدار.
برکه: آبگیر- تالاب -
آبدان.
برنز:(ا) مفرغ.
برنشیت: (فر) سینه پهلو.
بطن:
شکمه
برودت: سردی- خنکی - زَم.
بروز: آشکار، پدیدار، هویدا کردن.
بروزن: همسنگ- همتراز همسان.
بر وفق
مراد: به خواسته ی دل-به دلخواه.
برهان: فرنود - آ وند.
بَری:
بیگناه - پاک.
بَرّی: بیابانی- دشتی -
خشکساری.
بحر: دریا.
بحران: آشفتگی- سراسیمگی- ناآرامی.
بخار: دمه- مهاب - مه.
بخل:تنگ
چشمی- رشک- کوته نظری.
بخیل: تنگ
چشم.
بّزاز: پارچه فروش.
بزاق: آب دهان- تف- خدو
بزن بهادر:
بی باک- بَشکول.
بساط: گستردنی-
دستگاه- خوان.
بسیط: گسترده - گشاده
- فراخ.
بشارت: نوید، مژده شادی بخش.
بشاش: خنده رو- گشاده رو.
بشر:
آدمی- مردم- مردمان- آدمیان.
بشقاب:
(ت) دوری- پیشدستی.
بشکه: (ر) چوب
خُم.
بصر: چشم- بینایی - دید - بینش.
بصیر: بینا - دانا - آگاه - روشن بین.
بضاعت: داراک- دارایی - توانایی.
بطالت: بیکاری- بیهودگی - تن آسایی.
بطلان:تباهی- زدایش- نا چیزگی-ازمیان رفتن.
بطیء: کُند - درنگین - آهسته.
بظاهر:
به نما - آشکارا.
بعد: پس- سپس- آنگاه
- پس از این.
بُعد: دوری- دورا.
بعداً: سپس- زمانی دیگر.
بعد از ظهر:
پس از نیمروز.
بعضی: برخی- گروهی-
پاره ای.
بعضی اوقات: گاه گاهی.
بعلاوه: افزوده.
بعید: دور.
بغایت: بی اندازه - بی پایان.
بغچه:
(ت) جامه بند - پتیر.
بغض: گلوگیر-
دشمنی- کینه - خشم.
بغیر از: بجز-
مگر.
بفاصله: به اندازه ی - به دوری.
بقاء: هستی - پایندگی - پایدارماندن.
بقاعده: به سامان - بسزا.
بقال:
خواربار فروش - بنکدار.
بقدر: به
اندازه.
بقدری: به اندازه ای.
بقول: به گفته ی.
بقیاس: به
گمان - به سنجه ی.
بقیه: مانده-
بازمانده - ته مانده.
بکلی: سراسر-
همگی- همه.
بکمال: انجام یافتن- پایان
شدن.
بلکه: ولی- چه - وانگه.
بلاء: آفت - آسیب - گزند - زیان.
بلاء دیدن: ستمدیدن - رنج دیدن- آسیب دیدن - گزند یافتن.
بلاغ: پیام - آگهی.
بلاد: شهرها - آبادی ها.
بلاغت:
شیوایی - رسایی.
بلاهت: کم خردی- بی
خردی.
بلافاصله: بی درنگ- دردم- اندر
زمان.
بلاکش: ستمکش - رنجیده - آزرده.
بلامقدمه: ناگهانی.
بلدرچین:
(ت) بدبده - کرَک.
بلکه: وَنکه.
بلند اقبال: بلند بخت.
بلند طبع:
با منش - دست و دل باز.
بلند قامت:
بلندبالا.
بلند مرتبه: بلند پایه.
بلند نظر: بلند نگر.
بلند همت:
بزرگمنش.
بلوا: شورش- آشوب - غوغا -
هنگامه.
بلور: مَها- زمج.
بلورکبود: بهرور- بهروج.
بلوز:
(فر) - نیم تنه - کُرتی.
بلوط: بلوت -
مازو- بَرو.
بلوغ: رسایی - بُرنایی -
رسیدگی.
بُله، ابله:کم
خردان - نادانان.
بلیط: گذرانه -
پَته.
بِمِثل: مانند.
بمب: بمب
بمَثَل:
به متل - به داستان.
بمحض: همین که.
بمجرد: د رهمان دم - به همان دم.
بمرور: کم کم - آرام آرام.
بمقتضی:
فرا خور.
بموجب: برابر- به انگیزه ی.
بناء: ساختمان - خانه - سرا.
بناءکردن: ساختن - برافراشتن.
بنابر: زیرا.
بنادر:
بَنَدرها.
بنچاق: بنچاک.
بنزین: (فر) نفتک.
بنسبت: به
اندازه ی- در بستِگی.
بنظر: به نگر-
در نگرشِ.
بنقد: دستی- هم ا کنون..
بنوبت: به پستا.
بنی آدم:
آدمیزادگان.
بنیان: بنیاد، شالوده-
پایه - پی.
بنی نوع: همگونه.
بنی نوع بشر: آدمیان- آدمیان همگون.
بنیه دارایی: توان- داراکی.
بنیه
نداشتن: ناتوانی - توان نداشتن.
بواسط ی: به انگیزه ی- به میانجی - به پا در میانی.
بواسیر: آماس نشیمن- ورم نشیمن.
بوبین: (فر)پیچک
بوتیک: (فر)
دکان - بابکد.
بودجه: (فر) پیشریز.
بوران: باد و باران تند - توفان برف.
بورژوازی: (فر ) دارامندی.
بوریا:
بَلاج - دوخ، زیغ.
بوسیله ی: به
دستاویز.
بوق: (ل) کرنا- بُرغو.
بولوار: (فر) خیابان پهن.
بوی رطوبت:
نا - ناه.
بوکس: (ا) مشت زنی.
بول: پیشاب
به اتفاق آراء:
به همزبانی- به همرایی.
بهادر: (ت)
دلیر- یل- گُرد - دلاور.
به استناد:
برپایه- به دلیل.
به استثناء: بیرون
از- به جز- جز این.
به اصطلاح معروف:
به زبانزد همگان-به زبانزد شناخته شده.
به
اکراه: به ناگزیری-به نا خوشدلی.
به
این ترتیب: بدینگونه - بدین روی - بدینسان.
به این دلیل: به این فرنود - به این برهان.
بهت: خیره - شگفت.
بهتان:
ناروا، دروغ بستن - چفته.
بهلول:
دانای دیوانه نما.
به جهت: برای- به
شوند.
به حد وفور: به فراوانی.
به حدی: به اندازه یی.
به حکم:
به فرمان.
به خاطر: به پاس.
به خلاف: به وارونه- به واژگونه.
به
سرعت: به شتاب - به تندی.
به شّدت:
به سختی.
به شرط: به سامه ی.
به وجه: به روش- بگونه ی- به راه.
به وجهی: به راهی- به
گونه ای.
بیابان صاف:
دشت- هامون.
بیات: شب مانده - کهنه -
شبینه.
بی اثر: -
ناپیدا - بی رد بی نشانه.
بی ادراک:
کودن.
بی استعداد: بی هوش.
بی اشتباه: درست- بی لغز.
بی اعتبار:
بی ارج- بی ارزش- خوار.
بی اعتدال:
تندرو.
بی اعتقادی: ناباوری.
بیان: زبان آوری- آشکاراندن - سخن آشکار - فرنود - گپ -
گفتگو.
بی انتها: بیکران - بی پایان.
بی انصاف: بیدادمند.
بی انضباط:
نا بسامان- ناخود دار.
بی اهمیت: بی
ارزش.
بی بی: (ت) کد بانو- مادر بزرگ.
بیت: خانه- کاشانه- سرا - کد.
بی
بضاعت: تهیدست.
بی تأمل:
بیدرنگ - بی اندیشه.
بی تجربه: خام
کاری- خام دست.
بی تربیت: بی ادب-
نازپرورده.
بی تردید: بی گمان.
بی تصمیم: بی آهنگ- بی خواسته.
بی تفاوت: یکسان انگار- باد پروا.
بیتوته: شب زنده داری- شب باشی.
بی
جرأت: بز دل- ترسو.
بی جوهر:
بی گوهر.
بی جهت: بیخودی - ناروا -
بیهوده.
بی حد: بی پایان - بی کران.
بی حرکت: بی جنبش.
بی حس:
لمس- سست- کرخت.
بی حمیّت: بی رگ -
نامرد.
بی هوی: پریشان - سر در گم.
بی حوصله: شتابزده.
بی حیا:گستاخ-
بی شرم- پررو- دریده.
بی خبر: نا
آگاه.
بی خطر: بی
ترس- بی بیم.
بی خیر و برکت: آب کور.
بی دقت: نا هشیار.
بی دوام:
زودگذر- نماندگی- فراساوند.
بی
ربط: بی پیوند - بی سر و ته.
بیرحم:
سنگدل.
بی رقیب: یکه تاز- بی همال.
بی روح: بیجان.
بی ریا:
یکرنگ- یکدل- بی کلک.
بی زحمت: خواهش
می کنم - بی رنج.
بی سابقه: بی
پیشینه.
بی سبب: بلاژ.
بی سکه: خوار- بی ارج.
بی سلیقه:
بد پسند- کژپسند.
بی سواد: بی دانش-
دانش نیآموخته.
بی سیرت: دریده - بی
آزرم.
بی شباهت: نا همانند - ناجور.
بی شبهه: بیگمان - بی برو برگرد.
بی
شعور: بی خرد - نادان.
بی شک:
به گمان - بی سخن.
بی صبر: ناشکیبا -
سِتان.
بی صفت: ناسپاس.
بیضی: تخم مرغی.
بیطار: دام
پزشک.
بی طاقت: ناتوان- بی تاب - نا
شکیب.
بی طالع: کور ستاره - تیره بخت.
بی طراوت: پژمرده - خشک.
بی طرف:
کرانجی - میانجی.
بی طعم: بی مزه.
بی طمع: بی آز.
بی ظرفیت: نا
بردبار- بی گنجایه.
بیع: خرید - فروش.
بی عار: بیشرم-بی ننگ.
بی عاطفه:
نا مهربان- سنگدل.
بیعانه: پیش بها-
پیش پرداخت.
بیعت: فرمانبرداری-
پیمان.
بیعرضه: بی دست و پا- بیکاره -
پخمه.
بی عصمت: نا پاک - بی آزرم.
بی عقل: نا بخرد - خل.
بی علت:
بی انگیزه - بی بهانه.
بی عنایت:
نامهربان- بی مهر.
بی غذایی: بی
خوراکی- اَخوارش.
بی غم: بی اندوه -
بی رنج.
بی غیرت: بی رگ - سست نهاد.
بی فایده: بی سود -بی بهره.
بی فکر:
نا اندیش - نا سگالیده.
بی قاعده: نا
هنجار.
بی قانونی: بیداد- بی دات.
بی قدر: بی ارزش - خُرد.
بی قرار: نا آرام- خسته دل.
بی قید:
سبکبال- آزاده- آسانگیر.
بیلان: (فر)
ترازنامه.
گواتر: بادغاره- جخش.
بی مثل: یگانه.
بی محابا: بی
باک.
بی
مروت: نامرد - ستمگر.
بی معنی:
بی آرِش- بی چم.
بین: میان- میانه -
جدایی.
بین المللی: کیهانی- جهانی-
فرابومی.
بین النهرین: میان رودان.
بی نتیجه: بی برآیند- بی بهره.
بی
نفع: بی بر- بی بهره، سود.
بی نقص:
درست - بی کاستگی.
بی نصیب: تَهی.
بی نهایت: بی پایان - اکَران.
بی
واسطه: بی میانجی.
بی وجود:
فرومایه - پست - ناکس.
بی وسیله:
بی دستاویز- بی بهانه-ی ابزار.بی ابزار.
بی
وفا: ناپایدار- زنهار خواری
بی وقار:
سبکسر- سبکسار.
بی وقت: بی هنگام.
بیو گرافی: (فر) زندگینامه.
بی هّمت:
نا کوشا - نا استوار.
برگشت به فهرست
|